X
تبلیغات
آغوش گرم خداوند - هدف از زندگی چیست ؟

هدف از زندگی چیست ؟

 

مهترین اصل در زندگی انتخاب هدف است .

اینکه چگونه زندگی کنیم و اصلا چه می خواهیم بکنیم ؟

هدف هر کسی به گونه ای است و هر کسی برای زندگی خود برنامه هایی دارد ؟

هدف شما از زندگی چیست ؟

تحصیل – مال و ثروت و ...

و همه ی اینها برای رسیدن به خوشبختی و شادیست . همه به دنبال خوشبختی و شادی هستند.

خوشبختی حقیقی رسیدن به کمال است کمال حقیقی و انسان شدن هر انسانی راهی متفاوت برای رسیدن به خوشبختی دارد .

عده ای در دین کنکاش میکنند .

عده ای قدم به سلوک عرفان و عشق می گذارند .

عده ای هیچ کاری نمی کنند و همین دنیا را برگزیده اند و خود را به خوشیهای آن مشغول ساخته اند .

به هر حال در هر سه راه سختی هایی متوجه انسان است سختی ها جوهره ی  انسان را نمایان می سازند اینکه چند مرد حلاجی و چقدر مقاومت می کنی سختی ها انسان را به خداوند نزدیک می کنند.

مانند ضربه هایی که بر پیکره ی سنگ وارد می آید تا از آن تندیسی زیبا بسازد و اگر سنگ خرد شود قابلیت تندیس شدن را نداشته همین مقاومت انسان را به عشق و خداوند می رساند .

عزیزترین چیزهایی را که داری ممکن است از دست بدهی اما اگه به حکمت هر چیزی پی ببری می دانی که آن چیزی جز صلاح نیست  و اصلا با گذر زمان مصلحت و حکمتش را می بینی و بخاطر همان سختی هم خداوند را سپاس می گویی .

چون باعث شده با این سختی ای که برای خودت درست کرده ای خداوند از تو مواظبت کند تا خودت را در سختی بدتری و یا حتی گرداب هلاکت نیافکنی .

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست                     

در حق ما هر چه گوید جای هیچ اِکراه نیست

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست                     

در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند                  

عرصهٔ شطرنج رندان را مجال شاه نیست

چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟                    

زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

این چه استغناست یا رب؛ وین چه قادر حکمت است؟             

کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست!

صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب                     

کاندر این طُغرا نشان حَسبه لله نیست

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو               

کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست

بر در میخانه رفتن کار یک‌رنگان بُوَد                     

خودفروشان را به کویِ مِی فروشان راه نیست

هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست                  

ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است            

ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مَشربیست              

عاشق دُردی‌کِش اندر بند مال و جاه نیست

 

پ . ن :  منظور از عشق خداوند است

 

پ . ن 2 : سختی ها رو خداوند به انسان نمی ده بلکه خود انسان خودش رو به سختی می ندازه و خداوند از انسان محافظت می کنه .

!! نوشته شده توسط دردی کش | 12:13 | دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 •

RSS